یهویی تابستون از آسمون نازل شد

این روزها خورشید طوری می تابه که انگار بهش فوش دادیم و میخواد تلافی کنه!!!

تو یکی از این روزهای پرکار وقتی داشتم بر می گشتم، توی امامزاده ای لیوان یک بار مصرف برداشتم و خودمو به آب خنک بستم و لیوان رو با خودم بردم.

وقتی می خواستم سوار یه تاکسی بشم، لیوان به دست به آقاهه گفتم اون آب سردکن سالمه؟

گفت نه! اون آب نداره. بذار برات شربت بریزم. لیوان داری دیگه؟

منو میگی؟ چنان برق شوقی توی چشمام افتاد که نگوووو

شربت آناناس خنک و تگرییییییی

از بهترین اتفاقات ممکن این روزهام بودقلب

/ 4 نظر / 32 بازدید
نسیم

آخ که شربت یهویی چه حالی میده[ابله]

مادر

نوش جونت سایه جونم[قلب] :-*

www.hostexhibition.com نمايشگاه هاست

با سلام به شما دوست عزيز : از سايت من ديدن کنيد براي شما يک پيشنهاد خوب دارم تبديل و بلاگ شما به سايت دائمي هاستينگ رايگان هديه ما به شما با من در تماس باشين يا هو اي دي host_iran هاست,هاست رايگان,هاستينگ,فروش هاست,خريد هاست,سرور مجازي,وي پي اس ---------------------------------------------------- يک سايت جديد براي اپلود فايل ها و عکس ها بدون محدوديت مي توانيد عضوش بشين و تا يک ترا بايت فضاي رايگان داشته با شيد تازه در ازاي دانلود هر فايلتون هم و يا معرفي زير گروه که عضو ويزه سايت شوند پول در بيارين و تا روزانه 20 دلار در امد داشته باشين .... براي دانلود از لينک هاتون لينک مستقيم تو وبلاگتون بزاريد و کلي امکانات ديگه دوست داشتين حتما به ما سر بزنيد updap دات کام با تشکر[گل] [گل]

مادر

قربانت :-*این شربت خوردن داره ها[بغل]