شکرگذاری

از وقتی شبکه های اجتماعی از طریق گوشی اومده، فضای وبلاگی هم خلوت تر شده. بی رودروایسی، خود منم گرفتارشون شدم. اما این برام دلیلی نشد که اینجا ننویسم.
البته من به مخاطبین اندک که دل به نوشتار و دل آدم بدن اعتقاد بیشتری دارم تا یک عالمه مخاطب که هرکدوم یک گل یا جمله کلیشه ای بنویسن.
بریم سر اصل مطلب. از صحبت های دیشب استادم شروع می کنم. استادم اعتقاد راسخی دارن به شکرگزاری و ادای حق افرادی که باهامون زندگی می کنن اعم از نون وا و راننده تاکسی و... و البته خودشون هم از اولین و بهترین عمل کننده ها به این مسئله هستن و رفتارشون بزرگترین مدرسه ی آموزش شکرگزاریه.
دیشب من برای یکی از دوستانم که در امتحان دوره ممتاز قبول شده بود، یک مجسمه ی زیبا که خیلی دوستش داشتم، هدیه بردم. این درحالی بود که 5نفر دیگه از عزیزانم هم در امتحانات قبول شده بودن! دلیلش رو اینطور سر کلاس اعلام کردم که من تو این سال جدید تلاشهای فاطمه رو می دیدم و وقتی دسته های کاغذ رو می آورد که در طول هفته کار کرده بود، حسابی به وجد میومدم و لذت می بردم. بخاطر همین خیلی دوست داشتم به شکرانه این نعمت، این هدیه رو بهش تقدیم کنم.
این از درسهایی بود که از استاد گرفته بودم و در این مورد پسش می دادم. اینکه 1- به شکرانه داشتن دوستان خوب، کاری کنیم که زیبا باشه و 2- به شکرانه اینکه قلبمون از حسادت پاک شده و از موفقیت دیگران شادیم، کاری کنیم که زیبا و خداپسند باشه.
اما در صحیفه سجادیه هم به مبحث شکرگزاری خیلی بر می خوریم. اگر به امام سجاد به چشم یک فرد مسلمان و مذهبی نگاه نکنیم و بخوایم به عنوان یک پژوهشگر دیدگاه امامان شیعه به خداوند باهاش برخورد کنیم، یک مسئله خیلی تو صحیفه سجادیه تکرار شده اونم همین مبحث شکرگزاریه. امام سجاد دائما با زبونش خدا رو شکر می کنه و در پی اش میگه این شکرگذاری رو هم از خدا داره.

این نگاه تنها حسی که برای من داشت این بود که کلا خدا رو برام پاک می کرد از هر چیزی و یک چهره اینجوری لبخند از خدا بهم ارائه می داد. ضمن اینکه مواقع بدبیاری، خودم رو تنها نمی بینم از این جهت که خب وقتی خدا تقصیری نداره، پس خیلی ها مثل من هستن و ساختار دنیا طبق مصلحت دید اون اینطوریه. پس اصولا یک رگ آب هندوانه* هم به رگهای بدنم اضافه میشه!
خب دیگه خیلی زدم تو فاز عرفان. برم بازم صحیفه بخونم، بیام اظهار فضل کنمنیشخند
من الان از منبر اومدم پائین. راحت باشید.
و من الله التوفیق.

 

 

 

*رگ آب هندوانه: یکی از شریان های اصلی بدن انسان که در افراد بی خیال با ضربان بیشتری به سراسر بدن انتقال پیدا می کند. (اگر اشتباه نکنم البته)

 

+

 

طنز نوشت:

بچه دو میلیون از جیبم بردار برو سه تا نون بخر!

.

.

.

.

.

.

.

می خندید؟ خواهیم دید...

/ 5 نظر / 34 بازدید
H.K

خدا این جوریه[لبخند]؟!!؟ این منبر را باید سوزاند، و آن منبر نشین را باید به دست "هفتندوسیان" داد تا...[عصبانی][عصبانی][عصبانی] عرفانی شدی تو!![فرشته]

میرعاد

پست دلنشینی بود، اینکه آدم هوای دوستاشو داشته باشه و تشویقشون کنه و از پیشرفتشون لذت ببره خیلی خوبه، شکرگزاری هم که از صفات برجسته ست، پس یه نمره 20 به شما تعلق میگیره [تایید]